سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

سنگ صبور

"گفتی با بهار می آیی

هنوز رابطه هامان زمستانیست

و آفتاب از شکاف هیچ دری پیدا نیست

آیا بهار را باور کنم؟"


نوشته شده در یکشنبه 93/1/24ساعت 8:43 صبح گفت و لطف شما ()


[در ادامه پست قبل ]     "بچه ها گشنه شونه"   اصطلاح دیگری که آنهم سال هاست در خانه پدری ما رواج دارد و به خانه اقوام و دوستان نیز سرایت کرده است. این یکی نیز مانند قبلی در همان روزهای تعطیل به کار می رود که ناهار را دور هم می خوریم. پدر جان ما از آنجایی که همیشه خیلی زودتر از بقیه گرسنه می شوند همیشه نزدیک ظهر که می شود سراغ ناهار را می گیرند و  وقتی تعجب مامان را می بینند سریعا می گویند خب بچه ها گشنه شونه ...

 


نوشته شده در چهارشنبه 93/1/20ساعت 2:52 عصر گفت و لطف شما ()

 

یک اصطلاحی چند سالی ست در خانه ی ما باب شده با این عنوان: "استراحت بعد از صبحانه". وجه تسمیه آن بر می گردد به سالها پیش در خانه پدری، که در روزهای تعطیل به خاطر بابا نمی توانستیم یک خواب مفصل داشته باشیم. بابا جان ما حرف حسابش این بود که روزهای دیگر که هر کدام به دیاری هستیم لااقل روزهای تعطیل صبحانه را دور هم بخوریم. و به همین خاطر صبح کله سحر  از خواب بیدار می شد نان تازه و شیر می خرید، چایی درست می کرد و یک صبحانه مفصل می چید و منتظر می ماند که ما بیدار شویم. سقف طاقتش تا ساعت هشت صبح بود. نزدیک هشت که می شد می آمد پشت در اتاق یک  یک مان و آهسته از همان پشت در صدایمان می کرد .اگر بیدار می شدیم که هیچ، اگر بیدار نمی شدیم ثانیه به ثانیه می آمد و می رفت تا ما از رختخواب کنده شویم. التماس و اعتراض هم هیچ فایده ای نداشت. باید بیدار می شدیم  تا صبحانه را دور هم بخوریم. 

برادر من هم راهش را یاد گرفته بود صبحانه اش تمام نشده شروع می کرد به قد کشیدن و خمیازه کشیدن و بعد هم که صبحانه اش تمام می شد در مقابل بهت و حیرت ما می گفت : من برم یه استراحتی بعد از صبحانه بکنم. و می رفت تا ادامه خوابش را داشته باشد. و اینگونه شد که سالهای سال است که اصطلاح "استراحت بعد از صبحانه" در خانه ی  ما باب است و تا همین امسال تعطیلات نوروز هم ادامه داشت و خان داداش  ما با داشتن زن و فرزند و کلی شان و مقام اجتماعی و استاد دانشگاه بودن، هنوز هم  در خانه پدری مرتکب  استراحت بعد از صبحانه می شود.

             ادامه دارد.....

 


نوشته شده در دوشنبه 93/1/18ساعت 10:10 صبح گفت و لطف شما ()

بسیاری از مردم آفریقا را یک کشور تاریک می بینند، جایی سراسر از فقر، بیماری و خشونت. شاید در برخی از موارد درست باشد اما آفریقا سرزمین و سیع و شگفت انگیزیست با جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر.آفریقا جائیست با هزاران فرهنگ و عقیده و مناظر اعجاب انگیز که با دیدن آنها قلب آدمی به تپش می افتد. آفریقا مکانیست که هنوز حیوانات وحشی در آن جای دارند، قبیله های سنتی آزادانه به انجام مراسم های خود مشغولند و مسافران خشنود و متحیرند از دیدن این همه زیبایی. اینجا آفریقاست، جایی که مردان و زنان زندگی خوبی در کنار هم دارند.

ادامه مطلب...

نوشته شده در شنبه 93/1/16ساعت 5:10 عصر گفت و لطف شما ()

یکی از دو ماهی سفره هفت سین ِ مان  مُرد

و من دلم می گیرد

هر بار که یاد ِ تنهایی ِ ماهی ِ قرمز ِ تنگ ِ بلورمان می افتم.


نوشته شده در چهارشنبه 93/1/13ساعت 11:10 عصر گفت و لطف شما ()

 

1-      سرماخوردگی های اول پائیزم دلیل داره، حساسیت فصلی. سرماخوردگی های  زمستانی ام هم همینطور، آلودگی هوا و ویروسهای خبیثه پراکنده در هوا و ... اما سرماخوردگی و گلو درد در فصل بهار آنهم درست وسط  رفت و آمدهای عید و  شیرینی و آجیل و دیگر چیزهای خوشمزه  ... زور داره والا.

2-      خانه خاله که رفته بودیم برای عید دیدنی، خاله سرش گرم شد به این و آن و بقیه و خلاصه منو از قلم انداخت واسه بوسیدن. رفتم با یه قیافه جدی و حق به جانب وایسادم جلوش، دماغ به دماغ خیره تو چشماش . لبخند رو لباش خشکید یهویی، انگار منتظر یه حرف جدی و تلخ بود از طرف من. منم بعد از کمی مکث بهش گفتم بابا لااقل این ماچ ِ سالی یه بارو ازم دریغ نکن. دوباره خندید و یه ماچ ِ آبدار گذاشت جای همون قبلی یا. بعدشم گفت کوفتت بشه تموم اون ماچهایی که تا حالا بهت کردم.حق داشت آخه هر وقت منو می بینه بوسم می کنه.

 


نوشته شده در دوشنبه 93/1/11ساعت 3:8 عصر گفت و لطف شما ()

http://blueskieshugsandkisses.com/wp-content/uploads/2013/09/spring-10.jpg

 

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

                                                    سعدی


نوشته شده در یکشنبه 93/1/10ساعت 11:5 عصر گفت و لطف شما ()

<      1   2   3      
Design By : Night Melody