سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

سنگ صبور

گاهی یک حس نفرت آزار دهنده می آید سراغم، نسبت به آنهایی که زمانی خیلی دوستشان داشتم و حالا برایم کمرنگ شده اند، نسبت به آنهایی که دوستشان ندارم و مجبورم تحمل شان کنم، نسبت به آدم هایی که به صورت رهگذر می بینمشان در همان دیدار چند لحظه ای محدود و گاهی حتی نسبت به آدم هایی که گاه و بی گاه فقط صدایشان را می شنوم. این ها یکی یکی به ترتیب می آیند در ذهنم، بعد به طور ناخواسته ابتدا یک ضربدر بزرگ قرمز رویشان می خورد و سپس کنار می روند یا حداقل سعی می کنم کنارشان بزنم، آدمهایی را که دیگر قرار نیست در زندگیم نقشی داشته باشند.  حس بدیست واقعا آزارم می دهد. تمام انرژی ام را  هدر می دهد. نه حس خوب حرف زدن دارم نه حس خندیدن و شاد بودن. حتی توان مبارزه علیه خودش را نیز از من می گیرد.

اما خوشبختانه این آدمزدگی عمر زیادی ندارد. همیشه هست لبخندی زیبا، دستی گرم، نگاهی محبت آمیز و یا سخنی دلنشین که دوست داشتن را جایگزین تنفر می کند. حتی اگر عمری به اندازه چند ثانیه داشته باشند... کوتاه و گذرا. و باز اینبار هم پای آدم در میان است.  


نوشته شده در چهارشنبه 88/7/15ساعت 1:14 عصر گفت و لطف شما ()

Design By : Night Melody